خواجه محمد پارساى بخارائى ( پارسا )

مقدمهء كتاب 35

قدسيه ( كلمات بهاء الدين نقشبند )

كرده است . رسالهء « آداب طريقت » را كه برخى اثرى جداگانه ازو شمرده‌اند « 1 » ، ظاهرا همين رسالهء وصيت‌نامه باشد . چه اولا موضوعات و مطالب هر دو رساله يكى است . و ثانيا در رسالهء آداب طريقت نيز نصايح خطاب به خواجه اولياء كبير است . و ممكن است تصرفات صورى و لفظى در رسالهء وصيت‌نامه سبب اين تفريق شده باشد . علاوه كه خود رسالهء وصيت‌نامه را هم نمىتوان عينا اثرى از قرن ششم شمرد . و از سبك و سياقش پيداست كه قلمهاى قرون بعد در آن تصرفها كرده است . بر رسالهء وصايا ، خواجه ملاى اصفهانى شرحى به فارسى نوشته است « 2 » . 2 - عارف ريوگرى خواجه عبد الخالق چهار خليفه « 3 » داشت كه پس ازو هر يك در سويى بارشاد نشستند : خواجه احمد صديق ، خواجه اولياء كبير ( يا : كلان ) ، خواجه سليمان كرمينى ، خواجه عارف ريوگرى . و نسبت تصوف بهاء الدين نقشبند از ميان اين خلفا به عارف ريوگرى مىرسد . عارف ريوگرى از مردم ريوگر بوده است كه « دهى است از ديههاى بخارا بر شش فرسنگى شهر ، و از آنجا تا به غجدوان يك فرسنگ شرعى است » « 4 » . شيخ عبد المجيد الخانى در ضمن ترجمهء احوال عارف ريوگرى نوشته است كه « . . . اخذ الطريقة عن حضرة العزيزان و قام باعباء خدمته حتى اذن له بالارشاد » « 5 » . و اين خطاست . زيرا « حضرت عزيزان » چنان كه بعد خواهيم گفت لقب خواجه على

--> ( 1 ) - چون سعيد نفيسى در دائرة المعارف اسلام و احمد منزوى در فهرست نسخه‌هاى خطى فارسى 2 ( 1 ) / 1012 . ( 2 ) - كشف الظنون 2 / 2012 . ( 3 ) - جامى در نفحات / 380 خلفاى عبد الخالق را سه تن نوشته و سليمان كرمينى را بشمار نياورده است . ( 4 ) - رشحات / 32 . ( 5 ) - الحدائق الوردية / 119 . يس بن ابراهيم السنهوتى نيز در الانوار القدسية / 119 ( كه رونويسى است از الحدائق الوردية ) عينا همين جمله را نقل كرده است .